دروغ گوی قهار!

گاهی خیال میکنم من به خودم دروغ میگویم! خیال میکنم آن چیزی نیستم که فکر میکنم و آنقدر دروغ گوی ماهری هستم که خودم را هم میتوانم گول بزنم!

راه گریز چیست؟ از کجا باید بفهمم که با خودم صادق ام یا نه؟ خدا جان این آدمیزاد که آفریده ای آنقدر پیچیدگی دارد که خودش هم از خودش سر در نمیاورد!

خدا جان من نمیخواهم دروغ گو باشم. یادم بده خودم را و راه ام را بشناسم... یادم بده دروغ های خودم را باور نکنم...

من میگوید هنوز به حس مادر شدن نرسیده! باورش میکنم اما دروغ میگوید... دروغ میگوید... مادر شدن یکی از آرزوهای من است!

من میگوید زمان ام برکت ندارد. میگوید کلی کار دارم و اندکی زمان!... باورش میکنم اما دروغ میگوید ...من در روز کلی زمان دور میریزم!

من میگوید به خاطر دانش و زیبایی علم درس میخواند... ایمان دارم به حرفش... اما دروغ است! من گاهی در خلوت ام از این که تحصیلات ام از حد معمول جامعه بالاتر باشد احساس غرور میکنم!

من میگوید خدا را میشناسد... میگوید آزارش به بنده ی خدا نمیرسد... دروغ میگوید! من به نزدیک ترین کسانم بیشترین آزار را رسانده ام.

من میگوید نمیداند خودخواهی چیست... نمیدانم چیست... باور نمیکنم دروغ بگوید ... اما شاید این نیز دروغ باشد

در من حس بدی است! همین الان! همین الان که به خودم بی اعتمادم... همین الان که دروغ های من را شمردم...

و چه بسیاری که جا ماندند!

غمگین ام! 

خدا جان... کمک کن خودم را و راه ام را به دروغ نشناسم!

/ 3 نظر / 8 بازدید
حدیث

سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی داری با پست های قشنگ تر موفق باشی خوشحال میشم به منم سربزنی[گل]

کویر

ته روراست بودن همیشه یه تلخی هست ولی نتیجه اش اغلب شیرینه ادمهایی که با خودشون روراست هستند معنی زندگی رو بهتر درک میکنن و کمتر از دیگران به خودشون بدهکار میشن

ترانه جاوید

چه موجود خطرناکی هستید... دروغ می گویم، خوب میدانم شما مخاطبم نیستید. نوشته هایتان شده آینه ای و من خودم را درونش دیدم. به وضوح دیدم. چه موجود خطرناکی هستم. دروغ نمی گویم. علی علی