خیلی دور

کنار هم نشسته ایم و بین مان فاصله از کجا تا کجااا!!

نگاهش می کنم، چشمانم  را که میبندم دور شدنش را می بینم. مثل دوربینی که زوم آوت می شود و او هی کوچکتر و کوچکتر می شود از دید من... آنقدر دور که...نقطه شده است... دیگر نمی بینم اش!

چشمانم را باز می کنم. همین جا کنارم نشسته است... حرفی نمی زنم!

حرفی نمی زنیم...

هر کلمه ای که گفته شود یک قدم دور تر مان خواهد کرد می دانم! میترسم آنقدر دور شویم که صدایمان به هم نرسد... میترسم...

من حرف نمی زنم. نگاهش می کنم و چشمانم را هم نمی بندم...همینجاست کنارم نشسته است...

/ 2 نظر / 3 بازدید
ساقی

اولدوز عزیزم... واقعا نباید مشکلات ماه راه حلی داشته باشه؟! حتما داره! حتما! احتمالا با اندکی تغییر رفتار در ما و همسرانمان این همه سختی و جدایی، بهتر شه! [ناراحت]