همه ی خوشبختی

مگر زندگی چیست جز خندیدن و گریستن...
مگر زندگی چیست جز آموختن زندگی...جز زمین خوردن و بلند شدن...
مگر زندگی چیست جز احساس  خوشبختی...
مگر خوشبختی چیست جز زندگی را با تمام وجود زندگی کردن... جز درد کشیدن با عشق و آرام گرفتن با عشق...
مگر عشق چیست جز خنده های تو...جز گریه های من... جز بی تابی هایمان... جز نگرانی هایمان...جز آغوش امنی برای گریستن...
آغوش امن ام باش...
وقتی خسته ام...وقتی بهانه گیرم ... وقتی بی تاب ام...وقتی دلم گریه میخواهد...مرا بپذیر و بگذار در آغوش مهربانت آرام گیرم.
آموخته ام چیز زیادی از زندگی نخواهم...فقط کنارم باش همین کافیست.کنارم باش و مرا با همه ی تفاوت هایمان بپذیر...و خودت همانگونه که هستی باش نه آنگونه که من میخواهم...که دیگر نخواهم خواست...فقط باش...باش که نبودنت رنگ آرامش را از من گرفته بود...باش که بودنت به خودی خود برایم دلگرمی است.
دیگر ازتو هیچ چیز نمیخواهم جز اینکه کنارم باشی ... تا زمانی که سبب آرامش ات هستم کنارم باش ... با من بخند و بامن گریه کن.عاشق ام باش و با من خوشبختی را زندگی کن.
اشتباه نکن تو را از آن خود نمیدانم! فقط میخواهم کنارم باشی...
تو از آن خودت هستی و من نیز .هرگاه کنار هم آرامش را پیدا کنیم کنار هم ایم... این دلیل بودن من با توست نه چیز دیگر...این دلیل ساختن برج عشقی برای توست... و قلب زخم خورده ام کمترین و تنها ترین پیشکش ی بود که برای چندمین بار به تو و تنها به تو هدیه دادم.
دیگر نمیگویم مراقب اش باش...مراقب هیچ چیز نباش...بی پروا باش...با همه ی وجود و جسورانه زندگی کن و عشق بورز . بگذار همیشه زندگی مان و عشق مان کف دستمان باشد.مراقب چیزی نباش بگذار لذت عشق را با تمام وجود بچشیم و غصه ای هم اگر آمد با تمام وجود بپذیریم و از هیچ چیز نترسیم...بگذار در دریای خروشان عشق مان موج سواری کنیم و روی موج ها عشق بازی کنیم و از غرق شدن نهراسیم... شاید همان یک لحظه ی عاشقی مان همه ی زندگی باشد! همه ی خوشبختی باشد!

/ 1 نظر / 15 بازدید
ronak

salam هم اسم همبازی دوران کودکیم هستی.جذب وبلاگت شدم خوش باشی