تقدیر؟؟؟؟؟؟

شاید باید برای همیشه تنها زندگی میکردم. شاید من یه آدم غیرعادی ام. چرا تورو پی بدبختی خودم کشوندم.حس میکنم میتونم درکت کنم. حس میکنم که راست میگی من خیلی خسته کننده ام.اما ازت بدم میاد. چون تو خسته ام کردی و آدمی که خسته ست نمیتونه خسته کننده نباشه. دیگه احساس میکنم یه بیمار ام. حتی نمیتونم درست فکر کنم.کاش ... کاش هیچوقت همدیگه رو پیدا نکرده بودیم. کاش نمیومدم سراغت. کاش میذاشتم تقدیرم سراغم بیاد.شاید باید تنها زندگی میکردم . شاید تقدیر من تنهایی بود . کاش باهاش نمیجنگیدم .

/ 0 نظر / 7 بازدید