-هر چند که خیلی سعی میکنم از آدم ها به  دل نگیرم و دل خور نشم! ولی گاهی این اتفاق می افته. پس بزار سعی کنم زیاد طولش ندم. زود ببخشم و زود طلب بخشش کنم.

-تازگی یا کشف  کردم یکی از راه های خوشحال بودن اینه که برنامه ریزی دقیق نکنی و کمتر از توانایی و وقتی که داری برای خودت کار تعریف کنی ! البته این خوشحالی به احتمال زیاد کاذب و زودگذر است.

-خیلی خوشحالم که مجبورم دل بکنم از بستگی ها و رها کنم دیوارها و درخت ها و خیابان هایی که بهشان انگار بسته اند ام. امید دارم که خواهم توانست

/ 9 نظر / 5 بازدید
عمه

سلام.من وابستگی هارودوست دارم .اصلا من به همین وابستگیها شادم.[گل]

سحر

"که بهشان انگار بسته اند ام. امید دارم که خواهم توانست" آخ من عاشق این مدل نوشتنت ام که بدون نگرانی از نفهمیدن خواننده، راحت و خیییلی زیبا، چیزی که تو دلته رو میگی، احسنت، واقعا لذت بردم. [قلب] بسیار زیبا.[گل]

مرضیه

نمیشه به دل نگیری. ولی اگه بتونی زود بگذری بی خیال باشی خیلی خوبه[چشمک]

عمه

من و صبح بهار، می دانیم روی دامان هر گلی در باغ تا چه اندازه، پاک، شبنم هست. پاک باشیم ما مگر کمتریم از شبنم. صدیقی کسمایی

نیلوفر

وابستگی رو دوست ندارم اما بهش دچارم ! ... خیلی خوبه که از وابستگی هات کم میکنی ... باور کن اینجوری آرامشت بیشتره [شرمنده][ماچ]

ساقی

می گن بگذار و بگذر... ما که نتونستیم... امیدوارم تو بتونی

سحر

سلام. دلتنگتیم بانو.[قلب]

نیلوفر

ulduz جان کجایی خانومی ؟ خوبی ؟ [سوال] خبری از خودت بده عزیزم [ماچ]