تولد غم

آری این حقیقت است!

غم با من زاده شده!

"این قصه اولش با غم شروع شده

پس باید آخرش با غم تموم بشه"

فصل بیست و هشتم از این غم نامه هم امروز به پایان رسید!

11 آبان 92

/ 1 نظر / 8 بازدید
سحر

سلام دوست من. چقدر نوشته هاتو دوست داشتم، چقدر با احساس مینویسی. ولی اولش دلم گرفت، که چرا دختر جوونی مثل تو باید انقدر غم داشته باشه، ولی الان دارم خودمو دلداری میدم که شاید اینا فقط نوشته های ادبی زیباست، همین! برات بهترینها رو آرزو دارم.[گل]