اینکه میخواهم با تو بمانم یا میخواهم ترکت کنم دیگر تصمیم مهم زندگی ام نیست. راستش را بخواهی خیلی هم فرقی نمی کند! باشی یا نباشی...باشم یا نباشم... آنچه باید میشد و آنچه میتوانست بشود شده است بین ما...دیگر هیچ چیز نصفه و نیمه ای هیچ حسرتی هیچ ای کاش ی نمانده است...  دیگر هیچ شاید و اما و اگری در کار نیست! همه چیز را زندگی کردیم و ...

حالا چه اهمیتی دارد که روی کاغذ ها چه نوشته باشند،... چه اهمیتی دارد که هر روز به هم سلام کنیم و با هم غذا بخوریم یا نه...وقتی میتوانیم به چشم های هم نگاه کنیم و خیلی راحت درباره باهم بودن یا نبودن مان حرف بزنیم و چشمهایمان پر از اشک و نگاهمان پر از بغض نشود و هیچ چیزی قلب مان را چنگ نزند...دیگر چه اهمیتی دارد که باهم باشیم یا  نباشیم!

حالا ،هم میتوانم با همین قلب یخ زده ام تمام عمر را با تو بمانم و هر روز صبح بهت لبخند بزنم و با بوسه بدرقه ات کنم ، هم میتوانم یک روزی از همین روزها خیلی ساده کیف ام را بردارم و برای همیشه بروم و یک قطره اشک هم نریزم و هیچ قدم هایم هم نلرزد...

می توانم باور کن... همه اش را می توانم! فقط... نه میدانم کدام را میخواهم و نه دیگر فرقی میکند... همه ی تلخی ها را بلعیده ام من! هم تلخی ماندن و دوست نداشتنت را ... هم تلخی رفتن و دوست داشتنت را...


 

/ 9 نظر / 8 بازدید
ساقی

وای نگو! رفتن خیلی سخته! یه تیکه از وجودت کنده می شه برا همیشه. اصلا بگو مثل پایی که عفونت کرده و باید قطعش کرد... با بیهوشی قطعش می کنن، بعدش هم دیگه درد نداره... اما یه تیکه از وجودته که برای همیشه رفته!! من از شنیدن هر رفتنی می ترسم. واقعا می ترسم. همین الان با خواندن این متن اشک هام سرازیر شد... نمی تونم ببینم کسی این طور داره درد می کشه بس که دردش را کشیده ام!!!

نیلوفر

چقدر حس بدی دارد از تو جا ماندن غریبه با تو و با شهر آشنا ماندن! نفس نفس زدنم را که خوب می بینی! بگو چه فایده دارد در این هوا ماندن؟ امید واهی باران به دیده ها خشکید دریغِ داروَک و دردِ بی صدا ماندن! سياهی از همۀ شهر انتقام گرفت چه فرق می کند این روزها کجا ماندن؟ تو می توانی از این حجمِ شب عبور کنی بگو که قسمت من رفتن است يا ماندن!؟ [افسوس][گل]

نیلوفر

پیشاپیش سال نو مبارک ... سال خوبی رو برات آرزو میکنم ... [ماچ][گل]

کویر

سلام بر خانوم خارجیان[نیشخند][گاوچران] عید بر شما همسر گرام مبارک باشه [گل] امیدوارم سالی پر از گیس و گیس کشی نداشته باشین [نیشخند][زبان]

بی نام

سلام آقای کویر.میشه آدرس فیس بوکتون داشته باشم؟

کویر

آی خندم گرفت از جوابت به این بنده خدا [قهقهه][نیشخند]یاد بچگیا افتادم میرفتیم دم در خونه همساده ها فوتبال میزدیم دنبالمون میکردن میگفتن برین دم خونه خودتون[نیشخند] جناب بی نام من تو فیس بوک و امثالهم نیستم . احتمالا اشتباه گرفتی . فقط ی وب کوچیک دارم و بس [چشمک]

ساقی

سلااام اولدوز خانم جون... [زبان] سال نو مبارک... صد سال به از این سال ها! صد سال خیلی خیلی بهتر از این سال ها!!! [چشمک]

بی نام

خوب چه اشکالی داره آقای کویر نمیشه همین دوربرا باشم؟

بی نام

اولدوز یه چیزی به این کویر بگو دیگه تورو خدا بگو عکسشو بزاره من ببینم